X
تبلیغات
زولا

دویدن با ذهن

کوره راه لانه های عنکبوت


در بحبوحه ی جنگ های پارتیزانیِ جنگ جهانی دوم در ایتالیا، پسربچه(یا بهتر است بگوییم نوجوانی) به نام "پین" وارد یکی از گروه های پارتیزانی می شود. تا پیش از این، او به همراه تنها خواهرش زندگی می کند. خواهری که می توانید درباره اش بگویید "نان را به نرخ روز می خورد". یکی از پایه های ثابت روابط متعدد این خواهر، یک افسر آلمانی ست.

"پین" نوجوانی گستاخ و تخس است؛ رانده از دنیای بچه ها(هم سالانش) و مانده از جمع آدم بزرگ ها. چرا که که همیشه او را به چشم بچه نگاه می کنند. او پیوسته دنبال فرصتی ست تا خود را در دنیای بزرگترها جا کند، یا مورد توجه شان قرار بگیرد. خواه با زبان بازی و شوخی های رکیک اش، خواه با آواز خواندن یا ... .

از طرفی، سازمان دهنده ها و مغزهای متفکر نهضت های مقاومت، در پی تشکیل دسته هایی از مردم عادی در شهرهای کوچک هستند تا در مبارزات شرکت کنند. این طور می شود که پین برای ثابت کردن خودش، دست به سرقت اسلحه ی افسر آلمانی می زند. دزدیدن اسلحه ی افسر آلمانی، سرآغاز فراری و آواره شدنِ ناخواسته "پین" و وارد شدنش به گروه های پارتیزانی آواره در کوهستان می شود. از آن جهت این اتفاقات همگی "ناخواسته" است که "پین" در مورد هیچ کدام از اتفاق هایی که در مسیرش قرار می گیرند، تصور، فهم و هدف روشنی در ذهن ندارد. او از هر چه هست ناراضی ست و تنها می خواهد فاصله(تنهایی) خودش با دنیای درک ناپذیر(برای او) آدم بزرگ ها را کم تر کند.

"کوره راه لانه های عنکبوت"، اولین رمان "ایتالو کالوینو"ست و اگر صحبت خودش را قبول کنیم و چند داستان کوتاه اوایل نوشتنش را نادیده بگیریم، به نوعی اولین نوشته اش. داستانی با مایه های پررنگ رئالیستی. داستان، با زاویه ی دید دانای کل(به جز یک فصل که به نوعی یک تک گویی ست) در 12 فصل روایت می شود. با پیرنگی ساده و خطی. شخصیت ها، عموما غلو شده هستند، و گفتگوهای بین آنها، پر است از اصطلاحات محلی، شوخی های رکیک و .. .

همان طور که "کالوینو"، خود در مقدمه ی کتاب می گوید(مقدمه ای انتقادی که البته چندین سال بعد از داستان نوشته شده) این مولفه ها، به کمک کالوینو آمده تا چشم اندازی که او در نظر داشته در قالب یک داستان، پیاده شود؛ چشم اندازی شامل شهرها و استان های حاشیه ای و کمتر دیده شده ی ایتالیا، لهجه ها و گویش های محلی شان، و چشم انداز مزارع و رودخانه و دریا. همین طور فقر و فسادی که در زندگی روزمره ی این شهرهای کوچک جاری بوده. "کالوینو" این داستان و بسیاری از داستان های نویسندگان هم عصر و هم جریان خودش را، کاملا ناشی از روح زمانه و الزام و ضرورتی که او در خودش برای نوشتن چنین داستانی حس می کرده می داند. پس زمینه ی محتوایی بسیاری از داستان های این جریان، دوره یا سبک(نئورئالیسم ایتالیایی) نهضت های مقاومت و بحث های پیرامون آن بوده؛ در جبه ی موافقان و مخالفان.

احتمالا امروز و برای کسانی که کارهای شاخص "کالوینو" را خوانده اند، این کتاب در رده های بالا جا نخواهد گرفت، اما قطعا کاری قابل توجه و بررسی ت. به ویژه ی برای خود خوانندگان آثار او، و همچنین ادبیات ایتالیا؛ چرا که  تصویر روشن تری از مسیرهای نوشتن کالوینو و تاریخ ادبیات داستانی ایتالیا به دست می دهد. کالوینویی که حالا دیگر ما او را با فاصله ی بسیار زیاد از اردوگاه ادبیات رئالستی و "ادبیات متعهد" می بینیم و می شناسیم.




...........................................................

مشخصات کتاب من

کوره راه های لانه ی عنکبوت

ایتالو کالوینو

مترجم آهنگ حقانی

نشر قطره- چاپ اول زمستان 1395.

نظرات (12)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ترجمه ی کوره راه چطور است؟ خوب از آب دراومده؟
یکشنبه 29 مرداد 1396 ساعت 10:42
پاسخ:
سلام
من کاملا" ازش راضی بودم.
سلام رفیق
یک کالوینوی رئالیست با پیرنگی ساده و خطی!
جالب بود برای من
دوشنبه 2 مرداد 1396 ساعت 11:45
پاسخ:
سلام میله ی عزیز
برای خودم هم جالب بود. از قرار معلوم، کالوینو استادِ سورپرایز کردنِ خواننده هاست! هر کدوم رو می خونی، یه حکمی می کنه واسه خودش؛ اصطلاحا!
من وقتی از نویسنده ای خوشم بیاد جوری عاشقش میشم که دلم میخواد همه زندگیم بشه تو یادداشت خل گور به گوری خوندی دیگه :)))) حالا فکر کن کالوینو فراتر از این چیزیه که گفتم پس میخونم مطمعنم خوشم میاد
پنج‌شنبه 22 تیر 1396 ساعت 02:19
پاسخ:
آره فک کنم از این یکی هم خوشت بیاد. حالا شاید مثل کارای دیگه ش نه، اما ... . اونم شاید، تازه
سلام بر دونده ی ذهن
اگر شبی از شبهای زمستان مسافری . با من کاری کرده است که هر جا اسم ایتالو کالوینو می آید خود به خود به آنجا کشیده می شوم و حتی بالای درخت بدنبال بارونی که بر درخت نشسته باشد و یا حتی در پی ویکنتی که از وسط دو نیم شده باشد . فرقی نمیکند مهم این است که به اطرافیانت بگویی مزاحمت نشوند و صدای تلویزیون را کم کنند و اگر باز هم مزاحمت شدند با صدای بلند فریاد بزنی با شما هستم ،مزاحم من نشوید . دارم کتابی از ایتالو کالوینو رو میخوانم . کتابی صرفا برای لذت مطالعه.
و بارون درخت نشین هم کتابی بود برای من عالی. در آنجا هم شخصیت داستان مثل اینجا کودک و یا نوجوانی است که با زندگیش درسی می دهد به بشر در حال مدرن شدن و فراموش کردن ارزش ها.
در هر دوکتابی که در بالا نام بردم وخواندم در متن و مضمون کتاب در کنار بیان و نقد جامعه به شوق صرفا مطالعه و عمل کتاب خواندن می پردازد . و کتابخوانان را آن طور ارج می دهد که لذت بردم.(به خصوص در شبی از شبها)
خانم سحر شما هم حیفه از کالوینو نخونده باشید . بخونید و تحمل کنید . حتمآ در پایان لذت خواهید برد.
از دوکتابی که خواندم حرف زدم چرا که این کتاب را هنوز نخوانده ام.
اما خود شما مجید خان نظرت راجع به دو کتاب کالوینو که نام بردم چیه؟

ارادتمند
چهارشنبه 14 تیر 1396 ساعت 15:52
پاسخ:
+ سلام بر مهردادِ عزیز!
خوش آمدی رفیق.
" ساکت باشید... من دارم کتابی از ایتالو کالوینو می خوانم"
بس که این آدم خلاق و دوست داشتنیه!
مثلِ وونه گاتِ عزیز، یه دفعه با پیژامه میاد وسطِ مهمونیِ داستان!
+ هر دو کتاب، عالی هستن. هر چند "شبی از شب ها..." تو روندِ داستان نویسی کالوینو، یه نقطه ی عطفه! اصلا یه قله ست. از خاص ترین و خلاقانه ترین رمان ها هم هست.
+ "بارونِ درخت نشین" رو هم خیلی پسندیدم. به مطلبی خوبی اشاره کردی؛ تلفیق و تعاملِ عالی ای توی کارهای کالوینو، بین فرم و محتوا وجود داره. بین موضوع های مختلف و دیدگاه ها، با عناصر قصه گویی و روایت پردازی.
اگه از من بخوام یه ویژگی از کالوینو بگم، حتما "خلاقیت" رو می گم. اعجوبه ست این بشر!
یه مطلبی قبلا راجع به این داستان نوشتم(که البته حالا که می خونمش شک می کنم که اصلا ارزش بازنشر رو داره یا نه، اما خب دوست داشتم فتحِ بابی باشه واسه حرف زدن در مورد کالوینو و کارهاش. همین طور هم نظرم رو راجع به این رمان بهت گفته باشم.
+ پیشنهاد می کنم اگر مجموعه داستانی "تی-صفر" رو نخوندی، حتما بخونی. می دونم که دوستش خواهی داشت.
+ مخلصیم آقا! ارادت داریم، بیشتر
از کالوینو هیچی نخوندم، اما از همین معرفی فهمیدم باید تفاوت هایی با شاهکارهایش داشته باشد. آخه یه بار "اگر شبی از شبهای زمستان مرد مسافری ..." را ول کرده ام!

اما سلاخ خانه رو دوست داشتم، مخصوصا تخیلی رو که میاره وسط اون همه تلخی جنگ!
چهارشنبه 14 تیر 1396 ساعت 12:33
پاسخ:
بله سحر جان، تفاوت های کم و بیش زیادی داره. اما تو همین رمانِ اول هم، میشه رگه های خلاقیت و شیطنتِ کالوینو توی نوشتن رو دید :))
+ نمیخوام قاعده صادر کنم، اما تصور ادبیات داستانی قرنِ بیستم بدونِ کالوینو، مثلِ تصور کردنِ قرن 19 بدونِ "دونی دیدرو" هستش. یا مثلا ادبیات قرن 19امریکای لاتین، بدونِ "ماشادو دِ آسیس"!! در این حد! بعله... پس بخون ازش.
+ راستی میخوایم اگه بشه، گپِ نسبتا مفصلی راجع به وونه گات و "سلاخ خانه..." راه بندازیم. خوشحال و ممنون میشم همراهی کنی.
"سلاخ خانه"، یکی از بهترین های تمامِ تاریخ ادبیات داستانیه؛ اینو دیگه میخوام در حدِ قاعده صادرش کنم
خیر جناب مویدی.
امور پایان نامه که همچون جسد روی زمین نمی مونه !!! انجام میشه !!

«سلاخ خانه ی شماره پنج» ،پیش روی من ، اینجاست .
امشب شروع می کنم :)
شنبه 10 تیر 1396 ساعت 12:50
پاسخ:
اگه یه دفعه بره تو فضای داستانای "رولفو" و "مارکز" و "فوئنتس"، هیچ بعید نیست که مرده اصن خودش بلند بشه همه کاری بکنه. یا زنده هم که باشه، از یه مُرده، مُرده تر باشه
+ بسیار عالی. سلاخ خانه، در یک کلام، شاهکارِ تمام اعصاره. بی نظیره.
پیشنهادتون به سر ذوق ام آورد . بابت اش ممنونم ...

اجازه بدین در اولین فرصت از جناب ونه گات بخونم ( با عرض شرمساری از ایشون نخوانده ام تا کنون) . می تونم قول بدم که خیلی سریع اقدام بشه حتا پیش از
اقدام درباره ی امور ثقیل پایان نامه !!!

پس از اون به حتم با اشتیاق با شما به گفتگو خواهم نشست ..

هوم ...خوبه ؟
جمعه 9 تیر 1396 ساعت 23:44
پاسخ:
بله خوبه. خیلی هم خوبه.
اما برای اینکه برنامه ی "امور ثقیل پایان نامه" هم به هم نخوره، عجالتا می تونیم یه غولِ دیگه رو انتخاب کنیم. مثلا بورخس(اگه خونده باشید) یا کالوینو، یا سلین یا هر کسی شما پیشنهاد بدید و من ازش چیزی خونده باشم.
سپاس بابت معرفی کتاب مجید جان!
جمعه 9 تیر 1396 ساعت 19:50
پاسخ:
ممنونم که اینجا رو میخونی اسماعیلِ عزیز.
احتمالا مثل بقیه کتابای کالوینو از خوندنش لذت می برم
جمعه 9 تیر 1396 ساعت 12:27
پاسخ:
شاید(فقط شاید ها) به اندازه ی بقیه و مثلِ بقیه نباشه، اما فک کنم ازش خوشت بیاد.
اگر کمی دقیق بشویم می بینیم که خیلی از تصمیمات مهم زندگی ممکن است بر سر همین عقده ها گرفته شده باشد! درست مثل همین پسر بچه که زندگی اش دستخوش پر کردن خلاءیی می شود که اگر راهنمایی داشت، تمام مسیرش تغییر می کرد... .
کامنت بی ربط به پست بود منتها از آن جایی که کتاب را نخوانده ام، چیزی بیشتر از این نتوانستم بگویم.
سه‌شنبه 6 تیر 1396 ساعت 13:30
پاسخ:
آره مرجان. درسته. به ویژه توی یه سنینی که فرد بیشتر تاثیر پذیره از محیط تا اینکه تاثیر گذار باشه.
ضمن اینکه فراموش نکنیم که همه ی ما آدما، نیاز داریم که ارتباط بگیریم با بقیه، دیده بشیم، فهمیده بشیم و .. . برای "پین"، بچه ی داستان ما، یه ورطه ی هولناک با بزرگترها وجود داره.
+ قبلا هم به دوستای دیگه گفتم: من اصلا از اون دست آدمهایی نیستم که معتقدن کامنت باید باید دقیقا و کاملا مرتبط با پست باشه. هر چیزی که به نظرِ خواننده میاد، همون "کامنت" یا "نظر"ش هست. و خوبه که گفته بشه تا نویسنده(که اینجا من باشم، بخوندش.
کار خوبی کردی نوشتیش. بازم اینجا بنویس. ممنونم.
از عنوان جذاب کتاب که بگذریم به توضیح خوب شما می رسیم .

هنوز بارون ..ایشون رو نخوندم ...

سلام :)
سه‌شنبه 6 تیر 1396 ساعت 01:24
پاسخ:
لطف دارید
سلام
+ اگه بشه، میخوام چند تا مطلب راجع به "وونه گات" بنویسم. به یه نفر احتیاج داریم که بحث و متنم رو به چالش بکشه؛ یکی مثلِ شما!
موافقید؟
+ و همین کار رو هم در مورد "بورخس" تکرار کنیم.
+ نظرتون رو راجع به این یادداشت های لاغر حتما بنویسید. ممنون میشم.
چقدر خوب رمان ها رو تحلیل می کنی
یه کتاب از این نویسنده خوندم که خیلی از ادبیاتش خوشم نیومد. بارون درخت نشین
این یکی رو نخوندم
سه‌شنبه 30 خرداد 1396 ساعت 18:02
پاسخ:
بله، قبلا بهم گفتی که کالوینو رو دوست نداشتی؛ وقتی که رمان پیشنهادی برات نوشتم.
+ این رمان، با اون "تی صفر" که من بهت پیشنهاد دادم، خیلی خیلی متفاوته. اما در مورد "بارونِ درخت نشین"، این قضیه فرق می کنه. میشه شباهت هایی از نظرِ فرم-محتوا بینشون جُست.
ممنونم پرستو. لطف داری.