X
تبلیغات
رایتل

دویدن با ذهن

باران هایی که نیامده اند


1)

"بو سون"، از بزرگانِ هایکوِ ژاپن، هشت سال پس از آنکه "ماتسوئو باشو"(پدرِ هایکو)، جهان را بدرود گفته بود، در سوگ او گفت:

""باشو ترکِ ما گفت

و از آن زمان

سال به پایان نرسیده است""


من، زمانی نوشته بودم:

""آن باد و آن برگ های پاییزی

در گوشِ تو خواندند:

«جهان را ترک گو»""

که البته، گفتن ندارد که این دو نوشته به هیچ وجه قابل مقایسه یا قیاس نیستند.


2)

در این شبِ پاییزی، بشنوید قطعه ی زیر را:

she Remembers

از ""Max Richter""


3)

خواننده ی خاموشِ عزیزی که برایم پیغام گذاشتی، مدتی ست که به ایمیلم دسترسی ندارم. لطفا"، اگر وبلاگی، صفحه ای، جایی برای نوشتن داری، برایم پیغام کن.

ممنونم.

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
یه کم گیج کننده اس وبلاگت. هایکوهات رو بگذار بازم
یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 21:08
پاسخ:
از چه نظر گیج کننده ست؟
ممنون میشم بیشتر توضیح بدی برام زهره.
جالب بود
شنبه 20 آبان 1396 ساعت 14:00
زیبا بود، خسته نباشید
شنبه 20 آبان 1396 ساعت 13:58
لذت بردم مجید جان...!
شعر و عکس و موسیقی؛ آن سِحری را که باید در خودشون دارند...
زنده باشی و پایدار رفیق!
جمعه 19 آبان 1396 ساعت 23:03
پاسخ:
عزیزی، اسماعیل جان..
خوشحالم که باز هم اینجا می بینمت.
فدایِ تو، رفیق.
همانطور که ،از ظرافت و بیداری حساسیت ...شوق و ادراک ...عمق و انسانیت...
"بو سون "چیزی کم ندارد...بلکه بسیاردارد...شما نیز هم ؛جناب مویدی:
ممنون بابت "بشنوید"..بسی سپاس.
+تصویر پست ...
+هوم! ...
" آن باد و آن برگهای پاییزی
در گوشِ تو خواندند:
جهان را ترک گو"
.
.
.
"باد خزانی
مترسک را حرکتی داد
و گذشت."
سه‌شنبه 16 آبان 1396 ساعت 09:46
پاسخ:
""و آنگاه شبی پاییزی...""
ممنونم که وقت می ذارید. همین طور از حسنِ نظرتون به این نوشته ها.
+ "بشنوید" هم، نوشِ جان
موسیقی ِ انتخابی تون رو نوشیدیم لاجرعه !
بی اندازه سپاس ..
(این چنین بی محابا صدای خدا رو شِیر می کنین ، دست مریزاد)
دوشنبه 15 آبان 1396 ساعت 17:29
پاسخ:
نوش جان!
قابل نداشت.
خوشحالم که باش ارتباط گرفتید.