X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

دویدن با ذهن

ارفئوس

"ائودریکه را بکش.... از آن پس راحت تر خواهی زیست"


نظرات (4)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
جواب من کجاست، مجید؟!

یه لحظه خیال کردم شاید به صحرای کربلا زده باشم و اصلا منظورت چیز دیگری بوده باشد
یکشنبه 19 آذر 1396 ساعت 18:19
پاسخ:

نه اتفاقا زده بودی توی خال.
عذر خواهم
جمعه 10 آذر 1396 ساعت 11:42
پاسخ:
خیلی مخلصیم... .
اورفه از محبوبترین اساطیر یونانه ... من نمایشنامه رو نخوندم، اما فیلمشو دیدم، ژان کوکتو معرکه است، اما فیلمش روح این اسطوره رو کم داره. پرسفون چنان مجذوب هنر اورفه میشه که با خروج اوریدیس از جهان زیرین موافقت می کنه. باورنکردنیه اورفه با اون اشتباه همه چیز رو از دست بده. بشر از وسوسه رهایی نداره و اساطیر یونان انگار به خاطر این اومدن که وسوسه های بشر رو به هولناک ترین تقدیرها تبدیل کنند!
شاید به خاطر همینه که من بعد از ایلیاد دیگه سراغ اودیسه نرفتم، داشتم خل می شدم
پنج‌شنبه 9 آذر 1396 ساعت 14:23
پاسخ:
سحر عزیز، عذرخواهیم رو بپذیر، بابت این همه تاخیری که توی جواب دادن به کامنت ها پیش اومد.
عجب جمله ای گفتی. هولناک ترین تقدیرها که زاده ی وسوسه ها هستن.
جنبه های انسانی و خطاپذیری ای که توی اسطوره هاشون هست، خیلی جذابه برام.
پیرو وسوسه ی اورفه، یادم به پاندورا افتاد، که اون جعبه رو باز کرد و تمام رنج ها و دردها آزاد شدن و .... .
+ ایلیاد و ادیسه رو با ترجمه ی نفیسی گرفتم چند ماه پیش. امسال حتما میرم سراغش
ما به هلال احمر اعتماد نداریم, سرپرستش پسر عمه حسنه, پول مردم کجا میره خدا میدونه شاید سر یه سفره ی دیگه انقلاب . . .
یکشنبه 5 آذر 1396 ساعت 23:18
پاسخ:
هر طور که معتقد و مایلید.
امیدوارم کمک های هر کسی، به بهترین نحو به نیازمنداش برسه و رسیده باشه.