X
تبلیغات
رایتل

دویدن با ذهن


"""خواهی دید که من چرا آنجا را دوست داشتم. آن روستا را دوست داشتم. آنجا که رویاها مرا تکیده کرد. روستایم مشرف به مزرعه ها بود. پر از درخت و برگ، مانند قلکی که خاطره هامان را تویش نگه می داشتیم. آدم احساس می کند که دوست دارد برای همیشه آنجا زندگی کند.... طلوع آفتاب، صبح، بعد از ظهر..شب"" (از رمانِ "پدرو پارامو"، نوشته ی خوان رولفو").


برای رفیقِ عزیز "آ_م" ، که عکس را قطعه از بهشت توصیف کرد.

.........................................................

عکس، از یکی از تپه های مشرف به تاکستان های روستایِ من.

نظرات (10)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
انگورها که رسیدند بگو بیام
یکشنبه 21 آذر 1395 ساعت 11:27
پاسخ:
به روی چشم؛ قدمت رو سرِ ما
لطفت زیاد!
مرامت رو عشقه رفیق. زنده باشی!
پنج‌شنبه 18 آذر 1395 ساعت 18:43
پاسخ:
فدای تو
براوو عکس زیباییه
چهارشنبه 10 آذر 1395 ساعت 14:35
پاسخ:
مخلصیم آقا. نوش
درود..
عجب منظره ای ..! واقعا آدم دلش می خواهد اون جا رو ببینه.
خیلی زیبا ست.
جمعه 5 آذر 1395 ساعت 07:22
پاسخ:
درود بر تو، اسماعیلِ عزیز
اگه زمانی طرفای شیراز اومدی، خبر بده. بی تعارف میگم. اینجا هم مثلِ روستای زادگاه خودت، عوالمی داره واسه خودش
سلام جناب مویدی شما از وبلاگ سینمای مژگان خبر نداریید؟
حذف شده من از خواننده هاش بودم.:(
دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت 16:19
پاسخ:
سلام
نه متاسفانه. هیچ در جریان نیستم. من هم همینقدر می دونم که از چند روز پیش حذف شده گویا.
ما هم به جون خودمون دوست داریم مشرف به این بهشت شما زندگی کنیم!

روستای پدرو رو هم خوب یادمه و کل کتاب رو ... یه جواهر کوچک در آمریکای لاتین!

اما کتاب نازنین مو یکی بالا کشید
شنبه 29 آبان 1395 ساعت 18:49
پاسخ:

این لبخند، واسه اون "جواهر کوچیکه در آمریکای لاتین".
وگرنه "پدرو پارامویِ من، به جونم بسته س. تا حالا شده که کتابم رو پس ندن، اما خوشبختانه موارد انقدر حاد نبوده و جون سالم به در بردم.
پدرو پارامو، یگانه ست واقعا.
سلام
فریب دختر رز طرفه می‌زند ره عقل
مباد تا به قیامت خراب طارم تاک
شنبه 29 آبان 1395 ساعت 09:10
پاسخ:
سلام
دمت گرم و سرت خوش، میله.
عجیب چسبید بیتت. ممنونم.
وای انگور...وطن
جمعه 28 آبان 1395 ساعت 14:12
پاسخ:
اوهوم... آدم یه جورایی همیشه به وطنش وابستگی داره. در موردِ من زیاده.
آره... تاکستان زیبایی هست...
جمعه 28 آبان 1395 ساعت 11:31
پاسخ:
تشریف بیارید در خدمت باشیم... هم تاک، هم تاکستان.
تصویر فوق العادیه
پنج‌شنبه 27 آبان 1395 ساعت 23:49
پاسخ:
هرچند عکاسش منم، اما این اعریف از خود نیست که بگم:«بله، دقیقا». چون تصویر انقد قوی بود که حتی یه عکاس بد هم عکس خوبی می تونست ازش بگیره. مثلِ این.